تبليغاتX
سینــــما،تـــلویزیون،و هم اکنون ما...

من امروز این همه آپ کردم تازه آدرس رستوران بهرام رادان رو هم توی خاطرات رستوران واستون نوشتم که الانم میگم دوباره:

(آدرس رستوران بهرام رادان : شريعتي ، خيابان پاسداران ، بعد از بوف سابق ، دشتستان دهم كوچه ي رفيق دوست ، كافي شاپ ويونا)

حالا اگه نظر ندید خیلی نامردید...

+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 2:37 AM |
پیکر فیلمبردار فقید سینمای ایران از مقابل خانه سینما تشییع شد
سينماي ما- مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد مهرداد فخیمی فیلمبردار پیشکسوت سینمای ایران صبح پنجشنبه 24 مرداد با حضور جمعی از هنرمندان در خانه سینما برگزار شد. مراسم تشییع پیکر مرحوم فخیمی با حضور هنرمندانی همچون محمد متوسلانی، نیکی کریمی، فرهاد توحیدی، فرج حیدری، عزیز ساعتی، هارون یشایایی، برزو ارجمند، مازیار میری، تورج منصوری، سعید پورصمیمی، امیر عابدی، پرویز پورحسینی، حبیب اسماعیلی، مریلا زارعی و... در خانه سینما برگزار شد.
در ابتدای این مراسم تورج منصوری، فیلمبردار گفت: مردی که ایران را صاحب ارزش کرد امروز دیگر میان ما نیست. نگاهی که مثل عقاب به من خیره می‌شد و سرشار از گلایه بود. درباره او صحبت کردن برای من وظیفه‌ای سنگین است. از شب تا صبح به این فکر می‌کردم که درباره او چه باید بگویم. در تمام این سال‌ها از او بسیار آموختم.
وی افزود: مهرداد سینمای ایران را از حضیض بیرون آورد و صاحب آبرو کرد. او این سینما را در جهان شایسته نشان داد. اگر بخواهیم از او تشکر کنیم، باید راهی را که رفته به یاد آوریم و بهتر است آنطور که از ما انتظار داشت رفتار کنیم. انوشیروان ارجمند، بازیگر در ادامه بیان کرد: بزرگ‌مردی از میان ما رخت بربست که تمام زندگیش پند و اندرز بود. او به ما یاد داد چگونه کار کنیم، بیاندیشیم و در دوستی پایدار باشیم. او رسم زندگی را به ما نشان داد. فخیمی مثل بمب انرژی سر کار حاضر می‌شد و با دوستانش به گونه‌ای رفتار می کرد که انگار باری به دوش دارد و باید به منزل برساند. از دست دادن او در دل ما غمی بزرگ نشاند.
وی با اشاره به فعالیت‌های فخیمی در سینمای ایران گفت: او تحصیلات خود را خارج از ایران انجام داد و در این کشور بزرگانی را تربیت کرد که در حال حاضر از افراد موفق سینما هستند. همواره به داشتن دوستی مثل او افتخار می‌کردم و سعی می‌کنم آنچه از وی یاد گرفتم بر پرده سینما نشان دهم.
سعید پورصمیمی، بازیگر در ادامه افزود: برای من در این شرایط سخت است درباره فخیمی صحبت کنم. اولین کار سینمایی خود را با فخیمی انجام دادم. او دست من را مانند خیلی‌ها گرفت. فخیمی تنها یک استاد نبود، بلکه انسانی کامل بود. برای اطرافیان رفیق و برای کوچکترها پدر بود. او همیشه پایداری می‌کرد تا بهترین کار را ارائه دهد. نمی‌دانم چقدر دیگر باید کار کنیم تا در سینما مهرداد فخیمی دیگری داشته باشیم.
پس از پایان مراسم، پیکر زنده‌یاد فخیمی از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع شد. فخیمی که سابقه همکاری با فیلمسازانی چون بهرام بیضایی و مرحوم علی حاتمی را داشت، صبح روز چهارشنبه به دلیل بیماری ریوی در 69 سالگی در تهران درگذشت.
او دانش‌آموخته رشته فیلمبرداری از آلمان بود و از آثار شاخص وی می‌توان به "کلاغ"، "چریکه تارا"، "مرگ یزدگرد"، "حاجی واشنگتن"، "کمال الملک"، "دستفروش" و ... اشاره کرد.
+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 2:25 AM |
نيما شاهرخشاهي، پولاد كيميايي، دانيال عبادي از رستوران‌رفتن‌هاي‌شان مي‌گويند
خاطرات رستوران
خاطرات رستوران


سينماي ما - اميرحسين بزرگزادگان: «خسته شدم، خسته شدم که هر وقت مي ريم رستوران، مي خوايم يک ساعت تنها باشيم، همش اين آدم و اون آدم مي خوان امضا بگيرن، دختربچه مي چسبه به شيشه رستوران و گريه مي کنه، همش آقاي گلزار، آقاي گلزار، امضا، عکس، خسته شدم.» اين ديالوگ مربوط به باران کوثري همسر محمدرضا گلزار در فيلم «توفيق اجباري» بود. ديالوگي که کاملاً گوياي مشکلات آدم هاي شناخته شده در مکان هاي عمومي و به ويژه رستوران است. در اين شماره به سراغ برخي از آدم هاي مشهور از صنوف و سنين مختلف رفتيم تا مشکلات مربوط به رستوران رفتن چهره ها را مورد بررسي قرار دهيم.البته بسياري از چهره هاي معروف و مشهور هم هستند که خودشان صاحب رستوران يا کافي شاپ و... هستند، مثل احمدرضا عابدزاده، رضا صادقي، ليلا حاتمي و علي مصفا،  بهرام رادان،  اليزابت اميني و...


نيما شاه‌رخشاهي: غذاي سر صحنه را خوردي بازيگر شدي دوست دارم اول با يک بحث مرتبط به موضوع شما شروع کنم؛ غذاي سر صحنه که براي خود ماجرايي است. گاهي اوقات آنقدر بد است که دلت مي خواهد برگردي دانشگاه و سربازي غذا بخوري و گاهي آنقدر خوب است که دلت نمي خواهد برگردي خانه،(شوخي بود، جدي نگيريد.) در سينما يک جمله يي هست که مي گويند؛«غذاي صحنه را خوردي که بازيگر شدي،» واقعاً هم گاهي اوقات بعضي از تهيه کنندگان سعي مي کنند غذاي سر صحنه را از بدترين جاي ممکن تهيه کنند تا بازيگر شوي اما يکي از تهيه کنندگان هم هست که غذاي صحنه را همسرش درست مي کند و هر کس با آن کار مي کند حسابي خوش به حالش مي شود. مشکل ديگري هم که ما با رستوران و غذا هنگام فيلمبرداري داريم غذايي است که بايد جلوي دوربين بخوريم، در يک سکانس مثلاً بايد در حال غذا خوردن باشيم. مثلاً غذاي پنج ساعت پيش را مي گذارند که بخوري، تازه از پنج ساعت پيش هم گفتند هيچي نخوريد که بازي ات دربياد. کلاً شرايط سختي داريم و خدا خدا مي کنيم که برداشت هاي پلان ها و سکانس ها زياد نشود. مساله رستوران رفتن در زندگي شخصي ام هم برايم اهميت زيادي دارد. من براي هر نوع غذا يک رستوران خاص را انتخاب مي کنم. مثلاً مي دانم اگر پيتزا يا ساندويچ مي خواهم بايد بروم کجا يا که هوس دل و جگر کردم بايد بروم کدام رستوران. بالاخره ما هم دوست داريم يک جا خودمان باشيم و خودمان شايد بخواهيم جوجه کباب را با دست بخوريم و لذت ببريم، اما آنقدر نگاهت مي کنند که معذب مي شوي، البته اينها لطف مردم نسبت به ما است، اما مشکلات مربوط به خودش را هم دارد. حالا خدا را شکر من نمي گذارم خانواده ام زياد اذيت شوند اما بالاخره آنها هم دوست دارند آرامش مرا هنگام صرف غذا ببينند. البته خدا را شکر من را خيلي ها نمي شناسند. دانيال عبادي: سکوت، آرامش، تنوع و موسيقي


قرار گرفتن هنرمندان، ورزشکاران و کلاً آدم هايي که شناخته شده (مشهور) هستند در ميان مردم مطمئناً مشکلاتي را براي آنها در پي خواهد داشت و اين اصلاً چيز عجيبي نيست. شايد استفاده من از واژه مشکلات معني دلپذيري نداشته باشد، اما منظور من فقط سهم خوردن خلوت آدم ها است که شايد به دنبال آرامش مي گردند. من خودم آنقدر گرفتارم که خيلي کم وقت مي کنم به رستوران بروم اما هر وقت هم که مجالي به دست مي آيد براي رستوران رفتن، من به شخصه مکان هاي بسيار خلوت را انتخاب مي کنم، جايي که تنوع غذايي بسيار بالا باشد، چون من اهل همه نوع غذايي چه ايراني و چه فرنگي هستم و دوست دارم، در هر لحظه بهترين انتخاب را داشته باشم. بعد از همه اينها از موسيقي هنگام غذا خوردن در رستوران نبايد غافل شد، مساله يي که در همه لحظات مي تواند به ما آرامش بدهد. حتي در هضم غذا هم کمک مي کند و نبايد آن را فراموش کرد. ما در سينما هم از رستوران زياد استفاده مي کنيم، مثلاً در کار اخيرم «امشب شب مهتابه» اتفاقات خاص کليدي بين من و خانم مهناز افشار در يک رستوران اتفاق مي افتد و اين نوع استفاده مدت ها است که مرسوم شده و بسياري از کارگردانان بهترين بهره را از آن مي برند. پولاد کيميايي؛ رستوران باز حرفه يي


رستوران در دنيا به دلايل مختلف تقريباً تقاطع فرهنگ هاست، شناخت روي ملت ها از نوع غذاهايشان که براي ما يک نوع تفريح محسوب مي شود. من يک رستوران باز حرفه يي هستم و معمولاً هميشه ميان انتخاب هايم به دنبال يک جاي امن، آرام و گرم مي گردم؛ جايي که مرا به ياد آشپزخانه خانه مان بيندازد. مکاني براي ارتباط و عمق دادن به رفاقت ها و صميميت ها. جايي براي صحبت کردن. بهترين مکان براي ارتباط چشم در چشم يا رودررو. هر آدمي در زندگي اش به خلوت و سکوت احتياج دارد و نبود آن يک خلأ محسوب مي شود. رستوران نرفتن در زندگي من يک خلأ ايجاد مي کند؛ يک خلاء بزرگ، از نبودن با ديگران. کنار مردم بودن لذت بخش است و شناخته شدن از سوي آنان لطف است، نه مزاحمت. برخورد خوب مردم با من و امثال من در رستوران يا هر مکان ديگر خود سراسر انرژي و آرامش است؛ آرامشي متقابل که به همنوع خويش منتقل مي کنيم. ما در سينما از رستوران و غذا خوردن خيلي خوب مي توانيم استفاده کنيم، همان طور که تا به حال بارها اين کار را کرده ايم. اصلاً تا به حال از خودمان پرسيده ايم چرا فيلمسازان، فيلمبرداران يا طراح صحنه ها به جاي استفاده از لوکيشن هايي همچون پارک، مرکز خريد و... رستوران را انتخاب مي کنند؟ به نظر من که به علت خاص تر شدن فضاست. همان طور که در فيلم هاي مختلف ديديم اين يک امر مرسوم در دنياست. مثلاً مافيا هميشه يک رستوران کوچک دارند، نه به عنوان بيزينس، بلکه نمادي به عنوان استراحتگاهي آرام براي گپ و گفت. در فرانسه، در رم و... من به وضوح ديده ام که رستوران يک مرکز فرهنگي به شمار مي رود که تفريحگاه نيز هست. خود من در فيلم حکم يک سکانس به يادماندني با مرحوم خسرو شکيبايي در رستوران داشتم، آن هم يک استفاده خاص از رستوران بود. حالا شايد در همه رستوران ها از موزيک راک مثل آن صحنه استفاده نشود، اما آنجا هم فرهنگي خاص از آدم هاي خاص را به نمايش گذاشته است. موسيقي در هر فضايي بسيار مهم است، خصوصاً در رستوران. و به طور مثال، موسيقي کلاسيک و آرام هنگام غذا خوردن آرامش خاصي به ما مي بخشد و در لذت بردن از طعم و هضم غذا نيز بسيار موثر است. موسيقي کمک مي کند چه در زندگي و چه در فيلم حرف هاي مهم به راحتي در رستوران گفته شود. متاسفانه در بسياري از کشورها و شايد حتي ايران رستوران به صنعت تبديل شده. من با فست فود به شدت مخالفم، چون آدم را عجول مي کند و باعث مي شود تو براي غذا خوردن مثلاً در روز فقط 10 دقيقه را در نظر بگيري؛ غذاي آماده و باسرعت خوردن. شما به سفره خانه هاي سنتي مان نگاه کنيد، هنوز سراسر نوستالژي است و لذت غذا خوردن در آرامش را به ما القا مي کند و از صنعتي شدن همچنان بسيار فاصله دارد؛ که من اين نوستالژي را دوست دارم.

آدرس رستوران بهرام رادان : شريعتي ، خيابان پاسداران ، بعد از بوف سابق ، دشتستان دهم كوچه ي رفيق دوست ، كافي شاپ ويونا

+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 2:15 AM |

 

نشست نقد و بررسي «به همين سادگي» در دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد برگزار شد
هنگامه قاضیاني: گلشیفته در «ديوار» و «هميشه پاي يك زن در ميان است» نتوانست بازي موفق خود در «ميم مثل مادر» را تکرار کند
سينماي ما- نشست نقد و بررسي فيلم به همين سادگي سه شنبه گذشته 15 مرداد ماه در دانشكده فني ومهندسي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد با حضور هنگامه قاضياني برگزار شد. اين جلسه كه به ياد خسرو شكيبايي آغاز شد با پخش كليپي از آن مرحوم آغاز و ياد او گرامي داشته شد. سپس جلسه نقد و بررسي فيلم با حضور هنگامه قاضياني و احسان رحيم زاده (منتقد و روزنامه نگار)ادامه يافت.
هنگامه قاضياني ضمن ابراز خرسندي از حضور ميان همشهريان و حضور در دانشگاه سابق خود گفت: جزو معدود بازيگراني است كه از سينما به تئاتر راه يافته است و اين در حاليست كه بازيگران معمولا از تئاتر به سينما راه پيدا مي كنند.
قاضياني با اشاره به حضور "به همين سادگي" در جشنواره معتبر فيلم مسكو از استقبال بي نظير منتقدان و مردم روسيه ابراز خرسندي کرد و روزهاي جشنواره مسكو را از روزهاي عجيب و شيرين زندگي اش برشمرد.
قاضياني با اشاره به رويکرد نازل داوران و مسوولان جشنواره كن به دليل رد كردن فيلم به علت موضوع و بحث قرآن و چادر نماز در فيلم گفت: اگر به علت قرآن قرار است كه فيلم در خارج كشور پذيرفته نشود همان بهتر كه نشود و ما كار خودمان را در داخل كشور مي كنيم.
قاضياني ضمن اشاره به فضاي بازي شخصيت طاهره با حجاب زن ايراني گفت: بهترين بازيگر شدن در يك جشنواره خارجي با اين وضعيت سخت بود و منتقدان خارجي از جمله خانم الوان در جشنواره فيلم مسكو به خاطر اين مسئله به من تبريك مي گفتند. قاضياني با اشاره به اينكه دلگيري طاهره يك بغض فرو خورده است به مساله بحران ميانسالي در جوامع بشري و روابط ميان افراد خانواده اشاره كرد و گفت: اگر ياد بگيريم كه حرف هايمان را به هم بزنيم ديگر بغضي فرو خورده نمي شود و دلي هم شكسته نمي شود و خانواده اي هم از هم پاشيده نمي شود.
قاضياني لحظاتي نيز در مورد مسائل خانوادگي ودلايل طلاق در خانواده ها بحث كرد و ضمن اينكه اختلافات فكري انسان ها را طبيعي دانست، اين اختلافات را دليلي محكم و قاطع براي جدايي ندانست.
وي خاطر نشان كرد طاهره بدين دليل در پايان فيلم ماند زيرا دليلي منطقي و محكم براي رفتنش پيد ا نمي كرد.
سپس بحث در مورد فروش فيلم و فيلم هاي هنري شد كه قاضياني يكي از دلايل افت فروش اين نوع فيلم ها را بي حوصلگي مردم ايران دانست و با اشاره به اينكه اين ضعف، خاص جامعه بي سواد و كم سواد نيست به خاطره اي واقعي در زندگي اش و صحبت اش با دكتري اشاره كرد كه فيلم هايي از جمله كلاغ پر را به فيلم هايي هنري مثل به همين سادگي ترجيح مي دهند با اين دليل كه حوصله ديدن يك زن آشپز و خانه دار را ديگر ندارند. قاضياني با اشاره به تفاوت شخصيت خود در فيلم به همين سادگي و شخصيت هديه تهراني در چهارشنبه سوري اين تفاوت را در بازي مينيماليستي اين دو شخصيت دانست و گفت: شخصيت هديه تهراني افسردگي داشت اما فرافكني نيز داشت و گاها داد و فرياد مي كرد حال آنكه طاهره افسرده است اما توانايي داد و فرياد از او گرفته شده است و اين كار را براي بازيگر سخت تر مي کند.همچنين شخصيت طاهره آواي تركي داشت كه من بايد آن را فرا مي گرفتم. قاضياني ضمن اشاره به تداوم افسردگي در كل فيلم اين امر را ناشي از تحمل سختي دوري 84 روزه اش از تمام دوستان و آشنايانش دانست كه اين سختي را تحمل کرده است تا به بغض طاهره دست پيدا كند.
قاضياني با اشاره به اينكه رقيب سرسخت او درجشنواره سال گذشته گلشيفته فراهاني بوده است و رقيب سرسخت ديگري نداشته است گفت: اگر گلشيفته فراهاني همان گلشيفته فراهاني ميم مثل مادر بود كار براي من سخت تر مي شد و رقابت تنگا تنگ، اما در ديوار و هميشه پاي يك زن در ميان است فراهاني نتوانسته بود بازي موفق خود در ميم مثل مادر را تكرار كند.


منبع خبر : ايلنا

+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 2:3 AM |

هیه مشت خبر این هفته ما:


...ورود مجرد ها ممنوع...

ورود مجردها ممنوع!

 سينما ميلاد تهران با نصب پلاکاردي در جلوي سينما ،اعلام کرده است که از پذيرش تماشاگران مرد مجرد درروزهايي از هفته معذور است. اين سينما که درميدان شهداي تهران قرار دارددر اين پلاکاردخود نوشته است: قابل توجه تماشاگران محترم سينما درروزهاي پنج شنبه ،جمعه وشنبه وروزهاي تعطيل از پذيرفتن آقايان مجرد جدا معذور مي باشد.


گلشيفته فراهاني سفير ملي مبارزه با سل در كشور شد

گلشيفته فراهاني سفير ملي مبارزه با سل در كشور شد

 بيست و دومين جلسه كميته ملي همياري سل ، شنبه ( 12 مرداد ماه ) با حضور اعضاء كميته و هنرمند بازيگر گل شيفته فراهاني در محل پژوهشكده سل و بيماريهاي ريوي ( بيمارستان دكتر مسيح دانشوري ) برگزار شد.
در اين نشست دكتر مسجدي دبیر كميته ملي همياري سل ، دكتر گرجي ، دكتر جوانبخت و خانم خليل اللهي از پژوهشكده سل و بيماريهاي ريوي و مهندس نوروزي نماينده كميته امداد ، دكتر شكيبي از اداره بهداشت و درمان ارتش ، دكتر مختارزاده از بسيج جامعه پزشكي و نمايندگان بيمه خدمات درماني و تامين اجتماعي حضور داشتند .
آشنايي بيشتر مردم با فعاليتهاي كميته ملي همياري سل و افزايش حجم فعاليتهاي تبليغاتي و اطلاع رساني جهت آگاهي نسبت به بيماري سل ، برگزاري منظم جلسات كميته به صورت دوره اي در سازمانهاي مختلف عضو كميته و برگزاري جلسات توجيهي در خصوص موضوع سل و جلب كمك از سازمانهاي مختلف از جمله مواردي بود كه در اين نشست مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
گل شيفته فراهاني در اين نشست ضمن ابراز تاثر از وجود بيماري سل در كشور كه عمدتا قشر فقير جامعه به آن مبتلا هستند آمادگي خود را مبني براينكه سفير مبارزه با سل باشد اعلام و در پايان جلسه از بخش سل بازديد كرد.


علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »
علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »


سينماي ما- نخستين نشست مطبوعاتي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران با حضور نماينده‌ي رسانه‌هاي گروهي برگزار شد. در اين نشست كه با 20 دقيقه تاخير و به مدت 100 دقيقه در محل روابط عمومي فدراسيون فوتبال برگزار شد، علي دايي به پرسش‌هاي خبرنگاران پاسخ گفت. جالب است بدانید دایی دراین جلسه در پاسخ به سوالی که حضور بازيكناني كه محبوبيتي بين هواداران ندارند، باعث فراري شدن تماشاگران از ورزشگاه‌ها مي‌شود گفت :من بايد كاري كنم كه تيم ملي نتيجه بگيرد حالا استاديوم خالي يا پر باشد، برايم تفاوتي ندارد. مي‌گوييد بايد افراد محبوب به تيم ملي دعوت شود. پس اگر اين طور است من به "رضا گلزار" بگويم به تيم ملي بيايد چون آدم محبوبي است. نمي‌شود كساني كه غير از استقلال و پرسپوليس هستند را به تيم ملي دعوت نكرد. شما هم زماني كه مسوول شديد، محبوب‌ها را دعوت كنيد. اگر قرار بود براساس محبويت آدم‌ها بازيكنان را به تيم ملي دعوت كنم، به گلزار، سعيد راد و پروين كه استادم است، مي‌گفتم به تيم ملي بيايند. ما بايد بهترين‌ها را انتخاب كنيم و نه محبو‌ب‌ها را. سايپا اين پتانسيل را دارد كه بيشتر از اين بازيكن در تيم ملي داشته باشد. مطمئن باشيد تيم ايران با همين تركيب به جام جهاني صعود مي‌كند.
+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 1:41 AM |
تست گريم پرويز پرستويي، مهتاب كرامتي ، عليرضا خمسه و حبيب رضايي:
«بيست» به کارگرداني عبدالرضا كاهاني حوالي ميدان خراسان كليد مي‌خورد
«بيست» به کارگرداني عبدالرضا كاهاني حوالي ميدان خراسان كليد مي‌خورد
سينماي ما- فيلم‌ سينمايي «بيست به کارگرداني عبدالرضا كاهاني و تهيه‌کنندگي پوران درخشنده روز چهارشنبه 23 مرداد ماه در لوكيشني در حوالي ميدان خراسان كليد مي‌خورد. «بيست» درباره يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول به‌كارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است 20 روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد.
بازيگران اين فيلم عبارتند از: پرويز پرستويي، مهتاب كرامتي ، عليرضا خمسه، مهران احمدي، عليرضا حسيني و فرشته صدرعرفايي با حضور حبيب رضايي .
ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از: تهيه کننده پوران درخشنده، سرمايه‌گذار سليمان علي محمد ،نويسنده‌ وکارگردان :عبدالرضا کاهاني، مدير برنامه‌ريزي و دستيار اول کارگردان: مهران احمدي، دستياران کارگردان:مجيد دربهشتي و کسري پرتويي ،منشي صحنه:شيما منفرد ،مدير فيلمبرداري :مسعود سلامي، مدير توليد :عباس درخشنده، طراح گريم ،ارشاد فرهمندي و زهرا کمالي، صدابردار :عباس رستگارپور ،عکاس :جواد جلالي ،موسيقي: امير واجد سميعي، تصويربردارپشت صحنه :انوش سعيد نيا.


منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط من در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 3:41 PM |