براي دومين بار با مهتاب کرامتي مي نشينيم دور يک ميز تا حرف بزنيم، اما اين بار حرف هايمان زياد به سينما کشيده نمي شود. موضوع تازه اي پيدا شده. موضوعي که او دوست دارد بيشتر و بيشتر درباره اش حرف بزند. اتفاق تازه اي افتاده که شايد حتي از حضور سينما در زندگي او هم مهم تر باشد. او از مرداد ماه امسال به عنوان سفير صلح يونيسف انتخاب شده. به سابقه ذهنيتان برگرديد. چه آدم هايي را مي شناسيد که سفير صلح بوده اند؟ خيلي مهم نيست. آن چه مهم است اين که مهتاب کرامتي براي روز جهاني کودک تا دوبي مي رود و مهم ترين نکته سفرش را ديدار با ايرانيان مقيم ايران مي نامد. همان طور که اخبار زندگي نيکول کيدمن در همان روز از کوزوو مخابره مي شود. اين هم اتفاقي است ديگر!
سفير صلح تازه
خاطره خوشي از چلچراغ ندارد. همين کار را سخت مي کند. بايد براي آن که گفت وگو از نفس نيفتد، انرژي هاي مثبت و منفيمان را به تعادل برسانيم. من مواظب باشم که سوالم او را خيلي اذيت نکند و او تلاش کند که پاسخ هاي جاندار به من بدهد. نتيجه مي شود اين که گفت و گويمان از اينجا کليد مي خورد که مي پرسم:
- خبري آمد روي خبرگزاري ها که مي گفت مهتاب کرامتي به عنوان سفير صلح يونيسف انتخاب شده. ما از اينجاي ماجرا خبر داريم. قبلش چه اتفاق هايي افتاده؟
حدود يک سال پيش يونيسف براي يک برنامه پنج ساله با دولت ايران همراه شد. برنامه اي براي مبارزه با بيماري ايدز. رشته من هم ميکروبيولوژي بوده و خودم علاقه مند به شنيدن و پيگيري درباره ايدز هستم. اين امکان برايم فراهم شد که با اين حرکت همراه شوم.
- پيشنهاد از طرف شما بود يا خودشان گفتند؟
عنوان کردند و من پذيرفتم; با کمال ميل و افتخار.
- ولي من شنيدم که پيشنهاد از طرف شما بوده؟
فرقي نمي کند. فکر مي کنم در چنين اتفاقي نتيجه اين بوده که ما فهميديم مي توانيم با هم کار کنيم.
- الان چه کار مي کنيد؟
هفته اي يکي دو بار به يونيسف مي روم و مقاله هاي جديد را مي خوانم. گزارش کارهاي جديد را مي خوانم. قرار است به عنوان کسي که اين فعاليت ها را به جامعه گزارش مي دهد، بتوانم کمکشان کنم. اين که مردم به دليل شناختي که روي من دارند، شايد با دقت تر بخوانند و همچنين کمک به جذب سرمايه براي کودکان ايران.
ليست صلح آميز
تلويزيون هاي جهان تصاوير سفر نيکول کيدمن به کوزوو را نشان مي دهند. بازيگر هاليوودي با يک لباس ساده به کوزوو رفته و با نخست وزير ديدار کرده. اين نشان مي دهد که اين حرکت سابقه دار است و هميشه هنرمندها همين حرکت را انجام مي دهند. عکس هاي آنجلينا جولي هم تا همين چند وقت پيش در ايميل ها مي چرخيد. حالا به مهتاب کرامتي مي رسيم. به همين خاطر است که مي پرسم:
احتمالا يک ليست بلندبالا از کارهايي که بايد انجام بدهيد، تهيه کرده ايد. درست حدس زدم؟
من دائم در حال ليست برداري هستم و هر روز به تعداد اين کارها اضافه مي شود. البته اينها ايده هايي نيست که فقط به ذهن من برسد. خوشبختانه بعد از رسمي شدن اين سمت، خيلي از دوستان، آشنايان و حتي آدم هايي که مرا نمي شناختند، اعلام آمادگي و همکاري کردند. درهاي زيادي باز شده که بشود کارهاي خوبي انجام داد، ولي بايد پله پله و با برنامه ريزي انجام شود.
مثلا؟
فکر مي کنم اگر ما بتوانيم هنرمندهايمان را با اين حرکت همراه کنيم، خيلي ثمربخش باشد. البته قطعا هنرمندهاي ما خودشان به شخصه پيگير هستند و کارهاي خوبي انجام داده اند. ولي اگر اين همراهي و جريان سازي در کنار هم اتفاق بيفتد، بهتر است.
پس براي اولين قدم مي خواهيد هنرمندها را با خودتان همراه کنيد؟
خوشبختانه نيازي نيست که من بگويم. خودشان آماده اند و مشتاق براي همکاري با من.
از دوبي چه خبر؟
قرار بود اولين سفر رسمي من به لبنان باشد. اما متاسفانه به دليل پايين آمدن ضريب امنيتي در لبنان اين ماجرا به تعويق افتاد. در روز جهاني کودک، موسسه فرهنگي نماي سوم، از گروه اپراي عروسکي رستم و سهراب دعوت کرد تا براي اجراي برنامه به آنجا برود. از من هم دعوت کردند.
چه اتفاقي افتاد؟
مهم ترينش آشنايي با ايرانيان مقيم دوبي بود.
شما از اول خوش سفر بوديد؟
من عاشق سفرم. هميشه از سفر به هر شکلي استقبال کرده ام. حالا شکلش عوض شده. قطعا ميزان کار بيشتر از تفريح است.
از آنهايي هستيد که دوست داريد ماشينتان در راه خراب شود، تا هيجان سفر بالا برود؟
هيجان سفر؟ نه! ترجيح مي دهم هيجان سفر چيزهاي ديگر باشد اما ماشين خراب نشود.
آنجا چه خبر است؟
بايد معلوم شود که در يونيسف چه مي گذرد. ماجرا از چه قرار است و اين سفراي صلح چه وظيفه اي دارند.
سفير صلح با سفير حسن نيت متفاوت است؟
نه! همان است.
يعني شما هم زمان با نيکول کيدمن سفير صلح يونيسف هستيد؟
با اجازه شما! يونيسف در 164 منطقه فعاليت مي کند و 200 سفير صلح دارد. بعضي ها جهاني هستند و بعضي ها منطقه اي.
شما کشورهاي آسيايي را پوشش مي دهيد؟
نه! کشور ايران.
پس سفرها براي چيست؟
در مواقع حساس و بحراني مثل بلاياي طبيعي سفراي صلح به کشورهاي ديگر هم مي روند. وقتي درگيري هاي لبنان پيش آمد، يونيسف وارد عمل شد تا در لبنان به بچه ها کمک کند. قرار بود اولين سفر من به لبنان باشد.
يعني ممکن است يک روز عکس هاي شما را مثل عکس هاي نيکول کيدمن و آنجلينا جولي ببينيم که داريد سخت کار مي کنيد؟
قطعا نمي خواهم که سفير صلح يونيسف بودن فقط به عنوان يک سمت باقي بماند. هر جا که احتياج به کمک باشد، من آنجا خواهم بود. ولي دوست ندارم جوري احساس شود که من مي خواهم استفاده ديگري بکنم و شهرت خودم را بيشتر کنم.
مي خواهيد اداها را کم کنيد؟
قطعا.
چقدر ممکن است هدف هاي حاشيه اي ايجاد شود؟
در اين مواقع ما با هر اعتقاد و سليقه اي که داريم، وارد عمل مي شويم. ايده و عقيده ما درباره کودکان مهم است. اگر من و شما وقتي به کودکيمان مي انديشيم، لبخند مي زنيم, بايد کاري کنيم که براي همه بچه ها همين باشد.
يک گروه از نوجوان ها هستند که در اين باره فکر مي کنند و روياي جهان بدون جنگ دارند. براي اين که از اين بچه ها استفاده کنيد و کمک بگيريد، ايده اي داريد؟
برنامه من اين است که يکي دو روز در هفته را در مقر اصلي يونيسف حضور داشته باشم با يک خط تلفن که مردم بتوانند به من زنگ بزنند و از اين کانال با من تماس بگيرند. اگر آن دوستان بخواهند، مي توانند از اين طريق فعاليت کنند. روزها و تلفن را حتما به مطبوعات اطلاع مي دهيم.
برنامه آموزشي هم مي گذاريد؟ اين که اين بچه ها براي مواقع بحراني آموزش ببينند؟
يونيسف براي هر برنامه با ارگان مرتبط وارد همکاري مي شود. مثلا بهزيستي، سازمان ثبت احوال و ...
آنوقت شما کجا از شهرتتان استفاده مي کنيد؟
همه جا. اين که مردم مهتاب کرامتي را مي شناسند و وقتي مي بينند که يونيسف در حال کار است، براي کمک تشويق مي شوند.
در اين يک ماه و نيم بازخوردي از مردم ديديد؟
از کودکان، نه. از نوجوان ها، کم. از جوان ها، خيلي زياد و از هم صنف هاي خودم، بي نهايت.
دوره ها دو ساله است؟
دو ساله است، اما عملا بعد از دو سال نمي گويند تمام شد، برو. اگر کشش داشته باشم ادامه مي دهم.
سفير ويژه
علي دايي از 1997 تا 1999 سفير صلح يونيسف در ايران بود. همين خبر، براي بقيه گفت وگو کفايت مي کند.
بعد از علي دايي سفير صلح شديد، ولي در آن دوره ما از فعاليتش چيزي نشنيديم!
ايشان به عنوان سفير در بعضي پروژه ها همکاري مي کردند. دايي قطعا آدم فعالي است و اکثرا خارج از کشور است، ولي من خودم شاهد حضورشان در مجامع بوده ام.
از نظر شهرت هم در وضعيت خوبي نيست!
فکر مي کنم درباره حسن شهرت مردم ما بايد بدانند که وقتي کسي براي مردم کشورش اعتبار مي آورد، آن اعتبار به خاطر اتفاق هايي که بعد از آن مي افتد، فراموش نمي شود. مردم ما نبايد فراموشکار باشند. آقاي دايي به عنوان کسي که براي کشور ما اعتبار آورده، همه جا مطرح است.
شما خودتان فوتبال نگاه مي کنيد؟
اگر جنبه ملي داشته باشد، بله. ولي اين که بخواهم مدام فوتبال ببينم، نه!
يعني شما جزو آنهايي نبوديد که موقع جام جهاني از دست دايي عصباني شديد؟
چه انتظاري داشتيد؟ آيا انتظار داشتيد که ايران بالا برود؟ يک خرده واقع بين باشيد. تا همين جا هم باعث افتخار بوده.
يعني راضي باشيم؟
راضي نباشيم، فراموشکار نباشيم. به زمان هايي فکر کنيم که همين آدم ها براي ما حس هيجان و غرور ملي آوردند. همان وقت هايي که ما ريختيم توي خيابان ها و اينها خوب ترين آدم ها بودند.
پس شما از دست دايي عصباني نبوديد؟
به هيچ عنوان. يک نفر ممکن است در شرايط مختلف خوب يا بد عمل کند. شايد آن آدم دلش نمي خواسته ما چنين نتيجه هايي بگيريم.
مقايسه سازنده
آدري هيپبورن. جکي چان. ريکي مارتين. نيکول کيدمن. اينها همه سفراي صلح يونيسف هستند. اسم علي دايي و مهتاب کرامتي را هم به اين ليست اضافه کنيد و بياييد ببينيم دنياي ذهني بازيگر از چه قرار است.
اولين زن سينمايي ايراني هستيد که سفير صلح مي شويد؟
فکر مي کنم.
ولي در کشورهاي ديگر اين طور نيست. اهالي سينما و موسيقيشان جلوتر از بقيه هستند.
به اين خاطر که شهرت جهاني دارند.
تا حالا شده خودتان را با بقيه سفراي صلح مقايسه کنيد؟
به هيچ عنوان چنين چيزي پيش نيامده.آن قدر کار دارم براي انجام دادن که وقتم به اين چيزها نمي رسد.
هيچ وقت؟ هيچ تک لحظه اي؟
فرصتش پيش نيامده. هنوز کاري نکرده ام. صبر کنيد کار کنم، بعد شايد پيش بيايد. اول براي خودم و بعد براي شما.
اما مقايسه ها شروع شده!
اگر اين مقوله باعث شود که مردم روي اين موضوع فکر کنند، روي اين موضوع تمرکز کنند و ذهنشان درگير شود، خيلي خوب است.
اگر بخواهم در يک جمله پيام گفت وگويتان را بنويسم، بايد چه بنويسم؟
همگام شوند. همراه شوند.
اين آرم قرمزي که روي يقه لباس مهتاب کرامتي مي بينيد ، مربوط به حمايت از ايدزي هاست . گفتيم که نگوييد نگفتند!
چهارراه صلح، سينما، شهرت و مهتاب کرامتي
بدون شرح!
ممکن است در سينما کم کار شويد؟
فکر نمي کنم. چون من اصولا کم کار مي کنم.
شايد اگر در اين دوره يکي دو فيلم بازي کنيد، به درد کار يونيسف هم بخورد.
به هر حال اينها روي هم تاثير مي گذارند. فکر نمي کنم يکي جلوي ديگري را بگيرد.
اين اتفاق مسئوليت سنگيني براي شما آورده. اين را حس کرده ايد؟
آن لحظه نه! ولي به مرور متوجه شدم و اين، به من حس ترس مي دهد. براي اين که احساس مي کنم همه منتظرند تا ببينند مهتاب کرامتي چه مي کند.
انتظارها بالا رفته؟
صد در صد.
منتظرند که اگر هم در موميايي 3 بازي مي کنيد و هم در رستگاري در هشت و بيست دقيقه، الان هم خودتان را به شکل ديگري نشان بدهيد.
ولي شايد اين مقوله جدي تر باشد.
از کجا مي دانيد؟
به حس مشترک دروني ما برمي گردد . يک نفر ممکن است به سينما نرود. اصلا سينما را دوست نداشته باشد، اما وجدان را همه دارند.
پس اگر شما کارتان را خوب انجام دهيد، ممکن است از اين راه به شهرت برسيد و حتي پيشنهاد بازي بعديتان به اين خاطر باشد.
شما چه فکري مي کنيد؟!
چرا که نه. البته اول بايد ببينيم شما خوب کار مي کنيد يا نه!
مرسي. يعني شما وقتي ديديد من خوب فعاليت کردم، تعريف مرا مي کنيد تا به من پيشنهاد بازي بدهند. مرسي. متشکر!
آخر ماجرا رسيد
خارج از تمام کل کل هاي مرسوم و رايج در دنياي روزنامه نگاري، بدانيد که مهتاب کرامتي مي خواهد سفير صلح خوبي براي ايران باشد. دفترها و برگه هايي که روي ميز دارد، اين را نشان مي دهد. اگر اتفاق خاصي نيفتد، قرار است هر ماه به ما يک گزارش کوچک از فعاليت هايش بدهد و از کمک هايي که شما مي توانيد بکنيد. اگر چيزي به ذهنتان مي رسد، خبر بدهيد. حتما استقبال مي کند.
به نقل از سایت خبری:چل چراغ

